تو

اشک دل من گرمی سودای  تو دارد

در گوش دلم ندای آوای  تو دارد

دراین شب پاک وبی سرانجام

سرخی دل ترانه آرای  تو دارد

در سردی عطوفت تلخ زمانه

گرمای محبت افشان  تو دارد

در ظلمت آسمان تارتیرگیها

امشب دل من نوردرخشان  تو دارد

در این شب پرترانه و دل انگیز

عمق دل من چشم به رویای  تو دارد

نیلوفرمن روح ترانه های قلبم

این دل به تو گوید که تمنای  تو دارد

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
paradox

آب با دیدن رودخونه جاری نمیشه بازی زلف دل و دست نسیم افسونه نمی گنجه کهکشون در چمدون حیرت آدمی حسرت سرگردونه ناظر هلهله ی باد و علف هیجانی ست بشر حسین پناهی عالی ن عکسا

جوجه اردک زشت

سلام: تو چطوری منو پيدا کردی؟ اصلاْ از کجا فهميدی من همونم؟ بابا ايول دمت گرم خيلی خوب کردی اومدی . دلم واسه نوشته هات تنگ شده بود.

جوجه اردک زشت

سلام: باشه هر وقت رفتم نت ادت می کنم. خيلی خوشحالم که بالاخره بعد از يکسال اومدی و سر زدی

جوجه اردک زشت

سلام: نمی تونم بيام مسعود جان راستش امروز وقتم خيلی پره . مخصوصاْ توی اون ساعت . شما برو جای منم خالی کن فعلاْ