بس کن ای دل

بس کـن ای دل ، آه و زاری ، آه دل خستگان را اثر نیست

گریه تا کـــــی ، ناله تا چند؟ ناله ی عاشقان را اثر نیست.

از گذشته ، یاد کن یاد تا نماید خـــاطرم شاد.

کز پی شام هجران سحر نیست.

یاد از آن شب که با او در چمن بـــــر لب جو ، بودمان لب بر لب روی بر رو.

عــــــشق او در دل من ، مهر او در دل او ، دل او از جــــهان وارسته.

جان به جان پیوسته ، لــــب ز گفتن بسته ، دل سخن گو.

عشق من جاودانی است ، ماه مـــــن آسمانی است.

این چنین زیبایی در بشر نیست.

رشته ها بگسستم ، حــلقه ها بشکستم ، دل زمهرش بستم.

این محبت خوابی بیشتر نیست.

با چنین مهر ، آن پری رو ، حیف کـه آخر شد جفاجو.

حالش از حال من خبر نیست ، حالش از حال من خبر نیست.

بس کـن ای دل ، آه و زاری ، آه دل خستگان را اثر نیست

 

/ 0 نظر / 7 بازدید