کلبه’ من

در کلبه’ من رونق اگر نیست صفا هست، آنجا که صفا هست درآن نورخدا هست

دلم گرفته نمیدونم چرا؟

2 روز دیگه عید اما اصلأ حوصلش نیست.

شبا ملت میریزن تو خیابونا خرید قبل عید اصلأ انگارنه انگار 5 ماه پیش بود. 

هم وطنانشون تو همین خیابونا کشته شدن واقعأ دنیای کثیفیه.

تو بعضی خونه ها امسال عیدی نیست آخه توش دیگه عزیزی نیست.

نمیدونم چرا؟

هنوز نمی تونم مثل شما اونا رو فراموش کنم.

بدترین روزهای عمرم تو سال 88 رقم خورد.

به چشم دیدن کشته شدن مردم کتک خوردن ناموس مردم.

ای خدا کجائی پس کی می خوای دست از این سکوت مرگ بارت برداری.

یه چیزی بگو دارم می ترکم ای کاش منم مثل اونا می بردی.

نمیدونم چرا؟

هنوز یاد تو می اوفتم.

که با هرقطره اشکت منم مثل توآشفتم.

نمیدونم چرا؟

منم مثل تو بی تابم.

شبهائی که تو بیداری به یاد تو نمی خوابم.

اونقدر گفتن که آزادی به مرگ ساده تن دادی.

شاید از جرم دیروز که به این روز افتادیم.

منم هم رنگ تو میشم سوراغ عشق و می گیرم.

که با هر قطره خونت منم مثل تو میمیرم.

پای حرف تو میمونم که امید و به من دادی.

منم همراه تو میشم به عشق صبح آزادی.

به عشق صبح آزادی

سکوت رو میشکنی اینبار بفهمند که هنوزهستی.

با فریادت نشون میدی که از هیچی نمی ترسی.

داره آروم جون میده نسلی که مرگ و فهمیده.

نمیدونم چرا اما آزادی بوی خون میده.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

-->

بیست تولز