کلبه’ من

در کلبه’ من رونق اگر نیست صفا هست، آنجا که صفا هست درآن نورخدا هست

کسی امد که حرف عشق و با ما زد

دل ترسوی ما هم دل به دریا زد

به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی

چه دورساحلش از دور پیدا نیست

یک عمری راه و در قدرت ما نیست

باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد

خودش می بردد هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست

به امیدی که ساحل داره این دریا به امیدی که اروم میشه تا فردا

به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره

به عشقی که نمی بینی شباش و بی ستاره

دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی

باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد

خودش می بردد هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٥ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

-->

بیست تولز