کلبه’ من

در کلبه’ من رونق اگر نیست صفا هست، آنجا که صفا هست درآن نورخدا هست

این روزها  دلم گر فته من  تو ابن وبلاگ تا حالا صحبت نکردم.

اتفاقی افتاد که بالاخره بغض منم ترکید مثل خیلی های دیگه.

بعد٨ سال دوستی عشق ورزیدن به پای یه نفر سوختن وبهترین دوران جوانی و براش گذاشتن تنهام گذاشت و رفت .

اون رفت دنبال زندگی خودش برای من چی موند یه مشت خاطرات .

هرجای این شهر لعنتی پا میزارم جلوی چشهام  ای کاش منم می تونستم مثل اون فراموش کنم. 

هیشکی نمیتونه بفهمه که دلم ازچی گرفته

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

-->

بیست تولز