کلبه’ من

در کلبه’ من رونق اگر نیست صفا هست، آنجا که صفا هست درآن نورخدا هست

عمری در حال گذر است و عمری پیش رو روزای سختی و پشت سر گذاشتم 

روزای تکراری بدون احساس خسته از همه چی و همه کس 

هرچی خوبی میکنی برعکس بدی میبینی 

باید دور بشم از تو از توئی که مانع همه خوشی هامی 

با تو ام ای من آره با خودتم باید ازت بگذرم باید ازت دور بشم

تو نمیذاری هر وقت با تو رو به رو شدم از دنیای بی احساس عقب موندم

تو نمیذاری مثل بقیه بی احساس باشم و سنگ اما ازت رد میشم 

اینجا من معنی نداره باید کسه دیگه ای باشی تا دلشون برای من تنگ بشه

نوشته شده در پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

-->

بیست تولز