کلبه’ من

در کلبه’ من رونق اگر نیست صفا هست، آنجا که صفا هست درآن نورخدا هست

خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم

 

 امروز اومدم گرد وغبارایه سنگ قبرتو با دردودلام پاک کنم.

 

مرگ تو غروبه حرفای منه شروع زندگی نمک به زخمای من

 

 تیغ حرفای همه جونو به لب زده همه شب نشین و منم شب زده

 

 این که تو سینه منه دل آهن نیست شب رفتن تورو یادم نیست

 

 اون موقع دو ساله بودم ولی الان مردم تنهایی رفتی سفر برو حلالت کردم

 

میدونم گرمه جات اونجا باشه برو ولی کسی پر نمیکنه جای تورو

 

تو بهشت داری کسی شبیه من وقت کردی تو خواب به من سری بزن

 

اونجا تنهایی پس ما همدردیم راستی به خدا سفارش مارم کردی؟

 

همش من حرف زدم توهم چیزی بگو یادم ننداز که تکی رفتی توگور.

 

 

 
نوشته شده در سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

-->

بیست تولز