کلبه’ من

در کلبه’ من رونق اگر نیست صفا هست، آنجا که صفا هست درآن نورخدا هست

گریه کردن تا سحر کار من است

شاهد من چشم بیمار من است

 فکر کردم که او یار من است

نه! فقط در فکر آزار من است

نیتش ازعشق تنها خواهش است ”دوستت دارم“ دروغی فاحش است

یک شب آمد زیر و رویم کرد و رفت

بغض تلخی درگلویم کرد و رفت

پایبند جستجویم کرد و رفت

عاقبت بی آبرویم کرد و رفت

 این دل دیوانه آ..

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٦ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ توسط مسعود نظرات () |

قرن ما شاعراگرداشت بهتربود ، خارهم کمترنبود ازگل بسا گلتربود. 

قرن ما شاعراگرداشت که کبوتربا کبوتربازبا بازنبود شعارپرواز.

وای برما که تصورکردیم عشق را باید کشت ، درچنین قرنی که دانش حاکم است ، 

عشق را ازصحنه انداختن دیوانگیست ، درماندگیست ، شرمندگیست.

قرن ، قرن آتش نیست قرن یک هوای تازه است ، فکرها را شستشویی لازم است.

گم شدیم در، درمیان خویشتن جستجویی لازم است.

نازنینها از سیاهی تا سفیدی را سفرباید کنیم   

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٦ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط مسعود نظرات () |

Design By : Mihantheme

-->

بیست تولز